تبليغاتX
سلطان قلبم ، مادر
پدرم تاج سرم،هرگز نميري مادرم

 

مادرم... دستهایت؛ تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم، کابوس نمی‌بینم

 

 

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 18:31  توسط رز ( سمیرا ) | 

 

همین تار موهای مادر، همین تارهای سفیدش،

همینها ارزشِ پرستیدن دارن...

 آپلود98 دات کام - آپلود رایگان عکس

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 9:25  توسط رز ( سمیرا ) | 
 

نامه هاتو من
تا سحر خوندم
خسته از درد غربت
چشم برات موندم
سر به روی نامه هات من
خواب تو دیدم
نامه هاتو من
خیلی دوست دارم
می نویسی جان مادر
من چه کم دارم
تا تو را دارم مادر
من چه غم دارم

مادرم غربت چرا
تو رو کرد از من جدا
مادر مادر
تو رو من کم دارم بیا
بی تو من غم دارم بیا
آاااااااااااه
مادرم ای مهربون
با دل من همزبون
مادر مادر
میدونی که برات تنگه دلم
بی تو غم شده آهنگ دلم
آآآاااااااااااااه
نامه هاتو من
تا سحر خوندم
خسته از درد غربت
چشم برات موندم
سر به روی نامه هات من
خواب تو دیدم

یاد تو دمسازمه
گرمی آوازمه
مادر مادر
ندونستم قدر تو رو
نکنه که نبینم تو رو
آااااااااااااااااااه
مادرم تنگه دلم
نگو از تو غافلم
مادر مادر
تو رو من به خدا می سپرمت
میدونی که چقد دوست دارمت
آاااااااااااااااااااه

نامه هاتو من
تا سحر خوندم
خسته از درد غربت
چشم برات موندم
سر به روی نامه هات من
خواب تو دیدم

مادرم غربت چرا
تو رو کرد از من جدا
مادر مادر
تو رو من کم دارم بیا
بی تو من غم دارم بیا
آاااااااااااه
مادرم تنگه دلم
نگو از تو غافلم
مادر مادر
تو رو من به خدا می سپرمت
میدونی که چقد دوست دارمت
آاااااااااااااااااااه

نامه هاتو من
خیلی دوست دارم
می نویسی جان مادر
من چه کم دارم
تا تو را دارم مادر
من چه غم دارم

 

بارها با این موزیک اشک ریختم یه حس خوب اما دلتنگی بهم میده

 آخ که چقدر دلتنگتم....

مادر از اندی  ( برای گوش دادن موزیک مادر از اندی روی لینک کلیک کنید)

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 12:13  توسط رز ( سمیرا ) | 

 

 

 ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥

 ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥

 

و امسال هم گذشت و من از دیدن روی ماهت محرومم کاش کنارت بودم تا ببوسم دستان با محبتت را

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

 

روز مادر بهانه ایست برای نوشتن دوستت دارمها برای تو ، فرشته ی زیبا و دوست داشتنی

وگرنه میدانی که هر روز و هر شب در خاطرم هستی و ستایشت میکنم

روزت مبارک و دوستت دارم تا آخرین نفس

 

 ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥

 ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390ساعت 1:20  توسط رز ( سمیرا ) | 

untitled_12.bmp (330 KB)

 

زنی را می شناسم من  که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پر شور است  دو صد بیم از سفر دارد
زنی را می شناسم من  که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن  درون آشپزخانه

سرود عشق می خواند نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون امیدش در ته فرداست
زنی را می شناسم من که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته کجا او لایق آنست

زنی هم زیر لب گوید  گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟
زنی آبستن درد است
زنی نوزاد غم دارد  زنی می گرید و گوید به سینه شیر کم دارد

زنی  با تار تنهایی لباس تور می بافد
زنی در کنج تاریکی نماز نور می خواند

زنی خو کرده با زنجیر زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست نگاه سرد زندانبان

زنی را می شناسم من که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند که این است بازی تقدیر

زنی با فقر می سازد زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت گناهش را نمی داند

زنی واریس پایش را  زنی درد نهانش را
ز مردم می کند مخفی که یک باره نگویندش چه بد بختی چه بد بختی

زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد
ولی می خندد و گوید که دنیا پیچ و خم دارد

زنی را می شناسم من که هر شب کودکانش را 
 به شعر و قصه می خواند
اگر چه درد جانکاهی درون سینه اش دارد

زنی می ترسد از رفتن که او شمعی ست در خانه
اگر بیرون رود از در ، چه تاریک است این خانه

زنی شرمنده از کودک کنار سفره ی خالی
که ای طفلم بخواب امشب بخواب آری
و من تکرار خواهم کرد سرود لایی لالایی

زنی را می شناسم من که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گریه که او نازای پردرد است

زنی را می شناسم من که نای رفتنش رفته
قدم هایش همه خسته دلش در زیر پاهایش  زند فریاد که بسه

زنی را می شناسم من که با شیطان نفس خود
هزاران بار جنگیده و چون فاتح شده آخر
به بدنامی بد کاران تمسخر وار خندیده

زنی آواز می خواند زنی خاموش می ماند
زنی حتی شبانگاهان میان کوچه می ماند

زنی در کار چون مرد است به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد فراموشش شده دیگرجنینی در شکم دارد

زنی در بستر مرگ است زنی نزدیکی مرگ است
سراغش را که می گیرد  نمی دانم؟
شبی در بستری کوچک زنی آهسته می میرد

زنی هم انتقامش را ز مردی هرزه می گیرد
....
زنی را می شناسم من


ImageHost.org

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 11:29  توسط رز ( سمیرا ) | 
ImageHost.org

 

آسمان را گفتم/می توانی آیا/بهر یک لحظهء خیلی کوتاه/روح مادر گردی/صاحب رفعت دیگر گردی/گفت نی نی هرگز/من برای این کار/کهکشان کم دارم/نوریان کم دارم/مه وخورشید به پهنای زمان کم دار

*******************************************

خاک را پرسیدم/می توانی آیا/دل مادر گردی/آسمانی شوی وخرمن اخترگردی/گفت نی نی هرگز/من برای این کار/بوستان کم دارم/در دلم گنج نهان کم دارم

*******************************************

این جهان را گفتم/هستی ومکان را گفتم/می توانی آیا/لفظ مادر گردی/همهء رفعت را/همهء عزت را/همهء شوکت را/بهر یک ثانیه بستر گردی/گفت نی نی هرگز/من برای این کار/آسمان کم دارم/اختران کم دارم/رفعت وشوکت وشان کم دارم/عزت ونام ونشان کم دارم

*******************************************

آن جهان راگفتم/می توانی آیا/لحظه یی دامن مادر باشی/مهد رحمت شوی وسخت معطر باشی/گفت نی نی هرگز/من برای این کار/باغ رنگین جنان کم دارم/آنچه در سینهء مادر بود آن کم دارم

*******************************************

روی کردم با بحر/گفتم اورا آیا/می شود اینکه به یک لحظهء خیلی کوتاه/پای تا سر همه مادر گردی/عشق را موج شوی/مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی/گفت نی نی هرگز/من برای این کار/بیکران بودن را/بیکران کم دارم/ناقص ومحدودم/بهر این کار بزرگ/قطره یی بیش نیم/طاقت وتاب وتوان کم دارم

*******************************************

صبحدم را گفتم/می توانی آیا/لب مادر گردی/عسل وقند بریزد از تو/لحظهء حرف زدن/جان شوی عشق شوی مهر شوی زرگردی/گفت نی نی هرگز/گل لبخند که روید زلبان مادر/به بهار دگری نتوان یافت/دربهشت دگری نتوان جست/من ازان آب حیات/من ازان لذت جان/که بود خندهء اوچشمهء آن/من ازان محرومم/خندهء من خالیست/زان سپیده که دمد از افق خندهء او/خندهء او روح است/خندهء او جان است/جان روزم من اگر,لذت جان کم دارم/روح نورم من اگر, روح وروان کم دارم

*******************************************

کردم از علم سوال/می توانی آیا/معنی مادر را/بهر من شرح دهی/گفت نی نی هرگز/من برای این کارمنطق وفلسفه وعقل وزبان کم دارم/قدرت شرح وبیان کم دارم

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 13:53  توسط رز ( سمیرا ) | 

مادرجون این دسته گل تقدیم تو،به شرط اونکه تو خودت گل باشی و من خاک زیر پات !

.

.

.

اس ام اس تبریک روز مادر،اس ام اس تبریک روز زن ،

می دونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟

روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه اما روز پدر جوراب فروشی ها !

می دونی شباهشتون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا می ره !!!

.

.

.

اس ام اس تبریک روز مادر،اس ام اس تبریک روز زن ،

مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران

مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد . . .

.

.

.

اس ام اس تبریک روز مادر،اس ام اس تبریک روز زن ،

دو موجود هستی گرامی تر است / یکی میهن و دیگرش مادر است

ستایش کنم زن که او مادر است / که مادر سزاوار زیب و زر است

تو ای مادر من نوای میهن من / کنم خواب در اغوشت ای سرور من . . .

.

.

.

اس ام اس تبریک روز مادر،اس ام اس تبریک روز زن ،

مادر

کاشکی می شد بهت بگم / چقدر صدات و دوست دارم

لالایی هات و دوست دارم / بغض صدات و دوست دارم . . .

.

.

.

اس ام اس تبریک روز مادر،اس ام اس تبریک روز زن ،

بهشت ها برای تو آفریده شده اند و درختان برای اینکه سایبان تو باشند

سر از خاک بر می آورند . . .

.

.

.

اس ام اس تبریک روز مادر،اس ام اس تبریک روز زن ،

مادر تو غزل زیبای محبت و ایثاری

دوستت دارم و نام تو را با چشمه ها و رودها زمزمه میکنم . . .

.

.

.

اس ام اس تبریک روز مادر،اس ام اس تبریک روز زن ،

همسرم، معنای عشق و دوستی را در تمنای وجود تو یافتم.

مادرم، با تو زیستن، بهشتِ زندگی من است . . .

.

.

.

اس ام اس تبریک روز مادر،اس ام اس تبریک روز زن ،

مادرم، خواستم خوشبوترین گل دنیا را برایت هدیه بیاورم،

اما دیدم تو خوشبوترین گل دنیا هستی . . .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 13:45  توسط رز ( سمیرا ) | 
میم میم میم..


مادر مادر مادر

میم میم میم


مادر مادر مادر


چند بار دیگر بگویم تا این ملکه ی ملک و ملکوت و ماهیت و مستی و معنویت

چهره بگشاید!؟


احسان احساس ادراک اشراف اشراق انسان امکان ازدحام واژگان!!!!


الف مادر را کم آورده اند و من همچنان در میم اول مانده ام...


دنیا دنیا دنیا


دال دال دال


درد.. دم .. دوست


دال دال دال


درک دنیایی که دست در دستانش گذاشته ای با دستان او بدون او .... دور از تصور است..


راه .. روح.. راستی


راء  راء   راء


رمز راستی روح رشید رانده شده از آسمانها برای پیغامی راه نشان!!!
..
ای کاش به شعر من


فقط مثل یک شعر نگاه نمیکردی!!


مثل من..


بخوان..


باز هم بخوان


ولی اینبار....

گریه کن..

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 16:32  توسط رز ( سمیرا ) | 
امروز را .. هدیه

به تو میدهم ای .. مادر!!


از صبح تا به شب

از شب تا به صبح

آیا باز هم دیده نمیشوم؟

آیا باز هم کمرنگ بوده ام؟

آخر چرا؟ بگو...


باز هم لبخند شیرنش


سکوتی بی نظیر


در نظر آورد.. یعنی


حرف  و پیغامم بگیر..

رفتم و با غصه ها و اشک خوابیدم


که کاش


غصه از من دور گردد


به خودم گفتم: یواش!!!

تشنه بودم در پی یک جرعه آب


تشنگی از من ربود آهنگ خواب



پای ورچین از اتاق خواب بیرون میروم


تا مبادا مادرم


با دو چشم ماه و خسته!!


از صدای پای من بیدار گردد..


نه! مباد

جالب است!


در که گشودم..


پشت درب خوابگاه کودکی


مادرم بیدار بود!!!


خنده کرد و باز هم غرق سکوت


دست بر پیشانی و مویم می کشید!!


من نفهمیدم چه شد؟


از چه چیزی مادرم شرمنده شد؟!!


اشک چشمانش مرا آزار داد..


غصه هایش طعم تلخ نار داد..


بوسه ای بر گونه ام زد..

هان!


پسر!


مادرت هستم.. چه فکری کرده ای؟


که تو بیداری و من مدهوش خواب؟


از چه این فکر عجیب آورده ای؟


اینکه تشنه باشی و من ناثواب؟


داد دستم جرعه ای.. لیوان آب!!


بعد بوسیدم که عشق من.. بخواب

حال فهمیدم چرا بی رنگ هستم .. بی رمق


حال فهمیدم چرا من نیستم !! با اینهمه آزین و برق!!



مهر مادر خواب و بیداری ندارد..


مهر مادر روز و شب.. راحت و بیگاری ندارد...


مهر مادر معنی میم از کلام زنده نیست!!


مهر مادر معنیش:


مردی و مهربانی است و مادری است!!


تقدیم به همه ی مادرانی که هم رنجهای مادرگونه و البته سختیهای پدر


بودن رو به دوش کشیده اند و...


تقدیم به روح مادرم هلنا بتیس... روحش شاد.

 

سوشا آرین

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 16:25  توسط رز ( سمیرا ) | 

 

 

مادر را تفسیر میکنم

که در واژگان تعبیر میکنم


عشق را در میم مادر یافتم

با چوب الف.. تار قلبم  بافتم


دال آن قوس قدش را یاد داشت

راه را در راء مادر .. یافتم

 

                                                                 با سپاس از سوشای عزیز



+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 17:23  توسط رز ( سمیرا ) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ای مهربانترین عاشق
تنها تو هستی که دستهای لبریز از مهرت را در دستان تشنهً محبت من می گذاری
فقط تو دردهای کهنه و سر باز زدهً تنهای ام را التیام می بخشی ای همنوا با صبح
می دانی که من در مکتب تو عشق را آموختم وبا وجود گرم تو معنای لطیف آفرینش
را لمس کردم
این تو بودی که دم مسیحای خود را در کالبد یخ بسته و کرخ من دمیدی وزندگانی را متولد کردی وهستی رویاندی
خودت خوب می دانی که دوست داشتنی ترین موجود این زمانه و هر زمان دیگری
ای مـــــــــــــــــا د ر...

دوستان سمیرا
سلطان قلبم مادر
نوجوان پارسی
بهونه های قشنگ من واسه زندگی
یاداشتهای یک ایرانی ساکن کره جنوبی
مادران پارسی
وبلاگ ناغان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1390
مهر 1390
اردیبهشت 1390
خرداد 1389
دی 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
پیوندها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ